تقديم به همه دختراي پاك ايران
نامه اي به مادرم حوا
به نام ريشه تمام پرسش ها
وخورشيدطلوع كرد،بي انكه رسوايي زمين را تخمين زده باشد.
و تو دوشادوش پدرم آدم،پا به خانه ي بي سقف خود نهادي.سرت گرم بود به پرورش برادرهايم ـ هابيل و قابيل ـ راستي چه كسي برادر ما را برادر كش كرد؟
هر چه بود انقدر سرگرم شدي كه من و خواهر هايم را از ياد بردي و ما را به مهد كودك تاريخ سپردي بي انكه سراغي از حال ما گرفته باشي.ورق بزن،پرونده تك تك ما را ورق بزن!جز رئز هاي سياه،جز محروميت و ظلم،جز اندوخ و آخ چه در صحيفه ي تقدير مي يابي؟
خواهر بزرگ هايم در اوايل تاريخ پس از تو چنان مقهور سرنوشت شوم خود بودند كه زنده به گوري بر تقدير انان مهر رهايي مي زد بي ان كه تو بپرسي"باي ذنب قتلت"؟
شان خواهران مرا در هيچ نقطه تاريخ رعايت شده نخواهي يافت از وقتي حكم در دست مردان قرار گرفت،ما محكوم مانديم....محكوم زن بودن خويش!
از قصه ي تلخ گذشته،فاصله مي گيرم.ميخواهم برايت از همين امروز بنويسم،از همين آغاز هزاره سوم.براي همين تو را از جاهليت چهارده قرن پيش و عبوس چهره مردان هنگام شنيدن خبر تولد دختر،به جاهليت هزاره سوم و به روزگار تلفيق جهل و مدرنيته فرا مي خوانم.
اي اولين مادر!هرگز فكري به حال دخترانت در اين عصر كرده بودي؟تو نيستي تا پاسخ گو باشي تمرد انسان را مقابل حقيقت روشن.از نهضتي مي خواهم بگويم كه به نام حمايت از حقوق زنان برپا شد،اما ارمغاني جز پريشاني و ظلمت با خود نياورد.
ديروز نگاه به خواهرانم،نگاهي ابزاري بود،در قالب سنت و جهالت و امروز نگاه به من و دختران امروزت نگاهي ابزاري ترست.من از سرگرداني در طوفان هاي بي اصل و نسب اين تاريخ مكرر به تو پناه مي اورم.
فقط به يك سوال من جواب بده!به من بگو پدر در حق برادرانم چه كرد كه آنان جنس غالب شده اند و كوتاهي تو در حق دخترانت چه بوده كه مغلوب شدن هماره بر پريشاني ما ثبت شده است؟
.
.
.
جواب نامه ي مادرم حوا
به نام او كه پاسخ ها از اوست
دختران سرزمين تكامل!منتظر بودم قبل از انكه به شنيدن مرثيه هاي تلختان دعوتم كنيد،از مقامي كه خداوند در منتهاي رافت و مهرباني اش، آن را مختص شما كرده،سخن بگوييد.
اگر نژاد آفرينش را مرور كني،خوب مي بيني كه در ذات آن،زوجيت،اصلي انكار ناپذير است.مبناي خلقت تمام كائنات بر اصل زوجيت استوار شده است.اگر به اين حقيقت ملموس با نگاه تعقل بنگري نه براي من و نه براي تو ،جاي ابهامي باقي نمي ماند،زيرا هيچ برتري از جانب خدا بر جنسيت انسان انجام نگرفته است.
پاسخ تمام پرسش هايت را خدا در اساس نامه اي به نام كوثر عطا كرد و او را فرستاد تا سند ملموس اهل زمين باشد.بشري از جنس خودتان ....امد تا ابتريت آنان را كه بانيان زنده به گوري خواهرانت بودند رقم بزنند.
از من چه مي پرسي،وقتي خدايت،كامل ترين پاسخ ها را به تمام سوالات تو و خواهرانت در هر برهه زمان داده است.راز پريشاني خود را در اين طوفان هاي بي اصل و نسب پرسيده بودي.فكر مي كردم در اين عصر(به قول خودت)مدرنيته،تا كنون فهميده باشي كه همه اينها ريشه در افراط و تفريط برخاسته ار جهل و غرور انسان معاصر دارد.
فكر مي كردم دانسته باشي كه الگو گيري خواهرانت از فرهنگ برهنگي ريشه در خود باختگي مقابل جاذبه هاي فريبنده نظام ماده دارد و ريشه همه ي اينا چيزي جز سستي اعتقادات نيست.
اعتقاد به ارزش هايي كه خدا به تو هديه داده،اگر در كنه آن غوطه ور شوي،به يقين،نه تنها كمتر از برادرانت نيستي،بلكه تازه خواهي فهميد كه نظام الهي چقدر تو را و مصالح منطبق بر فطرت تو را لحاظ كرده است،آن جاست كه ديگر جز شرمساري در برابر قانون عدل خداوند ياراي هيچ بياني نخواهي داشت.
امروز كه خوب مي نگرم ميبينم كه ابتداي همه ي قضاوت هاي ناصحيح و اعتراض هاي تند بشر به خداوند و خلقت او،ناآگاهي است،درست مثل خطاي اول من و پدرت،حال كه عرصه آگاهي براي تو و خواهرانت بيش از هميشه تاريخ مهياست،بكوش تا فريب ابليس جهالت در امان باشي.
مادرانه برايت دعا خواهم كرد.
امضاء
مادرت حوا
