تبليغاتX
panjare

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

وجود قلب دلیلی است برای دوست داشتن دیگری

دوشنبه 23 آبان1390
م : ن : میچکا

بدون شرح...؟؟

دلمممممممممممممم گرفت.



یکشنبه 1 آبان1390
م : ن : میچکا

لازم است گاهی....

لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه

برگردی یا نه؟!

لازم است گاهی از مسجد، کلیسا و ... بیرون بیایی و

ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی

ترس یا حقیقت ؟!


لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی

که چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟


لازم است گاهی

درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در

وجودت هست یا نه؟!


لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و

فلان و بهمان را بی‌خیال شوی، با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی

و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟!!


لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان

محتاج، تا ببینی

در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟!


لازم است گاهی

عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟!


و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر

به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم. آیا ارزشش

را داشت ...؟!


سه شنبه 9 شهریور1389
م : ن : میچکا

 آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،ترسی ندارند. از گاو که گنده‌ تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌ تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند

 

دکتر شریعتی

 



چهارشنبه 2 تیر1389
م : ن : میچکا

من رقص دختران هندي را از نماز والدينم بيشتر دوست دارم

زيرا آنها با عشق مي رقصند

 ولي اينان به عادت عبادت مي كنند.

"دكتر شريعتي"



یکشنبه 26 اردیبهشت1389
م : ن : میچکا

نمیدانم....

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم



پنجشنبه 19 فروردین1389
م : ن : میچکا

تو هم درگیر تشویشی

مث حالی که من دارم

برای دیدنت امشب

تمام سال بیدارم 

........!!!؟؟

Image By Fotos.Blogfa.Com 



دوشنبه 10 اسفند1388
م : ن : میچکا

آيا براستي ما ايرانيها زندگي را فراموش نكرده ايم

آيا در نزد ما هر انچه زرنگي ناميده مي شود در نزد كشور هاي متمدن شيادي و كلاشي نيست

و آيا هاي ديگر...

............ ......... ......... ......... ......... ......... ........

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر 

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم؛

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

بدون ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم، خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار میمانیم، خیلی خسته از خواب برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و خیلی بندرت دعا میکنیم. 

 خیلی زیاد صحبت میکنیم، به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم.

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان  

بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم.

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.  

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

بدین دلیل است که پیشنهاد میکنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.

زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید.

عباراتی مانند ”یکی از این روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم ”یکی از این روزها“ بنویسیم همین امروز بنویسیم.

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که میتواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن میتواند آخرین لحظه باشد.

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان میگویید که ”یکی از این روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... ”یکی از این روزها“ ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید!



چهارشنبه 2 دی1388
م : ن : میچکا

حسین...

حسین،مثل اعلای انسانیت زنده ی عاشق و آگاه است.



شنبه 2 آبان1388
م : ن : میچکا

.....

باید هر لحظه از زندگی را جشن بگیریُکه زنده ایُ که هر چند از پا افتاده ای ُ اما هنوز اینجا هستیُ که احساس داری ُ که بهار را می بینی و می بوییُ که گریستیُ که خندیدی ُ که به یاد می آوری ُ که گل سرخ را می بینیُ که موسیقی را می شنوی ُ که طعم باران را می چشی ُ که عشق می ورزی ُ که غروب را می نگری ُ که راه می روی ُ که .....!


سه شنبه 14 مهر1388
م : ن : میچکا

نامه به مادرم حوا.....

تقديم به همه دختراي پاك ايران

نامه اي به مادرم حوا

به نام ريشه تمام پرسش ها

وخورشيدطلوع كرد،بي انكه رسوايي زمين را تخمين زده باشد.

و تو دوشادوش پدرم آدم،پا به خانه ي بي سقف خود نهادي.سرت گرم بود به پرورش برادرهايم ـ هابيل و قابيل ـ راستي چه كسي برادر ما را برادر كش كرد؟

هر چه بود انقدر سرگرم شدي كه من و خواهر هايم را از ياد بردي و ما را به مهد كودك تاريخ سپردي بي انكه سراغي از حال ما گرفته باشي.ورق بزن،پرونده تك تك ما را ورق بزن!جز رئز هاي سياه،جز محروميت و ظلم،جز اندوخ و آخ چه در صحيفه ي تقدير مي يابي؟

خواهر بزرگ هايم در اوايل تاريخ پس از تو چنان مقهور سرنوشت شوم خود بودند كه زنده به گوري بر تقدير انان مهر رهايي مي زد بي ان كه تو بپرسي"باي ذنب قتلت"؟

شان خواهران مرا در هيچ نقطه تاريخ رعايت شده نخواهي يافت از وقتي حكم در دست مردان قرار گرفت،ما محكوم مانديم....محكوم زن بودن خويش!

از قصه ي تلخ گذشته،فاصله مي گيرم.ميخواهم برايت از همين امروز بنويسم،از همين آغاز هزاره سوم.براي همين تو را از جاهليت چهارده قرن پيش و عبوس چهره مردان هنگام شنيدن خبر تولد دختر،به جاهليت هزاره سوم و به روزگار تلفيق جهل و مدرنيته فرا مي خوانم.

اي اولين مادر!هرگز فكري به حال دخترانت در اين عصر كرده بودي؟تو نيستي تا پاسخ گو باشي تمرد انسان را مقابل حقيقت روشن.از نهضتي مي خواهم بگويم كه به نام حمايت از حقوق زنان برپا شد،اما ارمغاني جز پريشاني و ظلمت با خود نياورد.

ديروز نگاه به خواهرانم،نگاهي ابزاري بود،در قالب سنت و جهالت و امروز نگاه به من و دختران امروزت نگاهي ابزاري ترست.من از سرگرداني در طوفان هاي بي اصل و نسب اين تاريخ مكرر به تو پناه مي اورم.

فقط به يك سوال من جواب بده!به من بگو پدر در حق برادرانم چه كرد كه آنان جنس غالب شده اند و كوتاهي تو در حق دخترانت چه بوده كه مغلوب شدن هماره بر پريشاني ما ثبت شده است؟

.

.

.                                     

      جواب نامه ي مادرم حوا

به نام او كه پاسخ ها از اوست

دختران سرزمين تكامل!منتظر بودم قبل از انكه به شنيدن مرثيه هاي تلختان دعوتم كنيد،از مقامي كه خداوند در منتهاي رافت و مهرباني اش، آن را مختص شما كرده،سخن بگوييد.

اگر نژاد آفرينش را مرور كني،خوب مي بيني كه در ذات آن،زوجيت،اصلي انكار ناپذير است.مبناي خلقت تمام كائنات بر اصل زوجيت استوار شده است.اگر به اين حقيقت ملموس با نگاه تعقل بنگري نه براي من و نه براي تو ،جاي ابهامي باقي نمي ماند،زيرا هيچ برتري از جانب خدا بر جنسيت انسان انجام نگرفته است.

پاسخ تمام پرسش هايت را خدا در اساس نامه اي به نام كوثر عطا كرد و او را فرستاد تا سند ملموس اهل زمين باشد.بشري از جنس خودتان ....امد تا ابتريت آنان را كه بانيان زنده به گوري خواهرانت بودند رقم بزنند.

از من چه مي پرسي،وقتي خدايت،كامل ترين پاسخ ها را به تمام سوالات تو و خواهرانت در هر برهه زمان داده است.راز پريشاني خود را در اين طوفان هاي بي اصل و نسب پرسيده بودي.فكر مي كردم در اين عصر(به قول خودت)مدرنيته،تا كنون فهميده باشي كه همه اينها ريشه در افراط و تفريط برخاسته ار جهل و غرور انسان معاصر دارد.

فكر مي كردم دانسته باشي كه الگو گيري خواهرانت از فرهنگ برهنگي ريشه در خود باختگي مقابل جاذبه هاي فريبنده نظام ماده دارد و ريشه همه ي اينا چيزي جز سستي اعتقادات نيست.

اعتقاد به ارزش هايي كه خدا به تو هديه داده،اگر در كنه آن غوطه ور شوي،به يقين،نه تنها كمتر از برادرانت نيستي،بلكه تازه خواهي فهميد كه نظام الهي چقدر تو را و مصالح منطبق بر فطرت تو را لحاظ كرده است،آن جاست كه ديگر جز شرمساري در برابر قانون عدل خداوند ياراي هيچ بياني نخواهي داشت.

امروز كه خوب مي نگرم ميبينم كه ابتداي همه ي قضاوت هاي ناصحيح و اعتراض هاي تند بشر به خداوند و خلقت او،ناآگاهي است،درست مثل خطاي اول من و پدرت،حال كه عرصه آگاهي براي تو و خواهرانت بيش از هميشه تاريخ مهياست،بكوش تا فريب ابليس جهالت در امان باشي.

                                                                            مادرانه برايت دعا خواهم كرد.

                                                                                                        امضاء

                                                                                                              مادرت حوا